موضوع

جهان وطنی نوری به مثابۀ اتوپیای اشراقی

جهان وطنی نوری به مثابۀ اتوپیای اشراقی

نویسندگان
سید محمد علی دیباجی* ۱؛ مصطفی عابدی۲
۱دانشیار فلسفه، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
۲کارشناس ارشد فلسفه غرب، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
چکیده
با توجه به جایگاه نور در حکمت اشراق این سوال پیش می­آید که چرا سهروردی از یک سو نور را به جای وجود بر­گزیده و از سوی دیگر از شرق و غرب جغرافیایی که در مورد وطن به کار می­رود، استفاده می­کند.  پاسخ اصلی نوشته حاضر اثبات جهان­میهنی اشراقی از منظر سهروردی است. در این مجال با بررسی هستی­شناسی نوری و به تبع آن معنای وطن از منظر حکمت اشراق به تحلیل جهان وطنی سهروردی می­پردازدیم. با­ توجه به اینکه سهروردی از یک سو در هستی­شناسی خود از نظام نوری استفاده
می­کند و از سوی دیگر واژه­هایی مرتبط با مقوله وطن مانند شرق و غرب را به کار می­برد؛ هستی­شناسی­اش با مقولۀ وطن و به واسطۀ آن جهان­وطنی پیوند می­یابد. بر این اساس در اندیشۀ سهروردی نه تنها وطن همسان با هستی است بلکه باید گفت عین هستی به شمار می­رود و پهنای وطن به گسترۀ هستی امتداد می­یابد. در
اندیشۀ جهان وطنی سهروردی، چون انسان­ها متعلق به یک حیقیقت نوری­اند به لحاظ ذاتی میان آن­ها اختلافی نیست و به یک اندازه دارای حرمت هستند بنابراین مبنا هیچ یک از اختلافات عرضی مانند رنگ و زبان و خاک و… حق ویژه­ای را به گروهی خاص
نمی­دهد و هیچ گروهی را بر دیگری برتر نمی­کند.

 

 

http://wph.atu.ac.ir/article_8065_630247dff2d47578f6ccc57c02fd51c7.pdf

ارسال نظر

شاید از کد اچ تی ام ال HTML استفاده نماید : <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>