موضوع

ورزشی آزادی در اسلام و لزوم آزادی بیان

22822969437186431026024715321416821795-139410171146

 بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان تحقیق: آزادی در اسلام و لزوم آزادی بیان
منابع :نهج البلاغه – تنبیه الأمه و تنزیه المله , و( سخنرانی آیت الله طالقانی )
نویسنده: سید محسن مدنی
آزادی در اسلام در کلام امام علی (ع)
اختیار و آزادی انسان :
مردی شامی از امیرالمؤمنین پرسید : رفتن ما به شام به قضا و قدر الهی است ؟
حضرت جواب دادند : وای بر تو که شاید قضا لازم و قدر حتمی گمان کرده ای ؟ اگر چنین بود پاداش و کیفر و بشارت و تهدید معنی نداشت کند .
آزادی و حریّت انسان نامه ۲۶/۸۷ به امام حسن (ع) در جنگ صفین
ضروریّت واقع نگری در زندگی
۱ – تو به تمام آرزوهایت نخواهی رسید . ۲ – در به دست آوردن دنیا آرام باش و در مصرف آنچه به دست آوردی نیکو عمل کن . نفس خود را از هرگونه پستی بازدار ، هر چند تو را به اهدافت رساند ، زیرا نمی توانی به اندازه آبروئی که از دست می دهی بهائی به دست آوری ، برده ی دیگران مباش ، که خدا تو را آزاد آفرید . آن نیکی که جز با شر به دست آید ، نیکی نیست و آن راهی که با سختی های فراوان به دست آید آسایش نخواهد بود و مقدار اندکی که از طرف خدای سبحان به دست می آوری ، بزرگ و گرامی تر از فراوانی است . گرچه همه از طرف خداست .
آزادی بیان راز سلامت نظام
نامه ی ۵۳/۱۱۲
من از رسول خدا (ص) بارها شنیدم که می فرمود : ملتی که حق ناتوانان را از زورمندان بی اضطراب و بهانه ای باز نستاند ، رستگار نخواهد شد .
پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کنیم و تنگ خوئی و خود بزرگ بینی را از خود دور ساز تا خدا درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید و تو را پاداش اطاعت ببخشاید . آنچه به مردم می بخشی بر تو گوارا باشد ، و اگر چیزی را از کسی باز می داری با مهربانی و پوزش خواهی همراه باشد .
آزادی مرد و ترک وابستگی ها حکمت ۴۵۶
بهای انسان بهشت است .
آزادی بیعت کنندگان با امام و مشروعیّت حکومت در گرو آزادی بیعت مردم است.
بر عثمان عیب گرفتند و من تنها کسی بودم از مهاجران که او را به جلب رضایت مردم واداشته و کمتر به سرزنش او زبان گشودم . طلحه و زبیر آسان ترین کارشان این بود که بر او یورش برند . و عایشه هم بر او خشم گرفت و عدّه ای او را کشتند . مردم با من بیعت کردند .
نقش آزادی سیاسی در اصلاحات اجتماعی
برای جلب رضایت رعیّت هیچ چیزی بهتر از نیکوکاری به مردم و تخفیف مالیات و عدم اجبار مردم به کاری که دوست ندارند نمی باشد . ( ادامه ی نامه ی ۵۳ مالک )
حق در مقام سخن فراخترین میدان ولی در مقام عمل و انصاف میدانی بسیار تنگ است .حق در موردی تنها به سود کسی باشد و ضرری را متوجّه او نکند ، تنها خدای سبحان است نه آفریده های او . زیرا بر بندگانش قادر است و در قلمرو قضای او عدالت جریان دارد .
۱ – حقّ خود بر بندگان را اطاعت خویش قرار داده و در برابر پاداش آن را از سر فضل و گشایشی که او را شایسته است .
۲ – خدای سبحان حقوق متقابل در روابط اجتماعی انسان ها را بخشی از حقوق خود قرار داده که بزرگترین حقّی که واجب کرده ، حقوق متقابل مردم و زمام داران است .
مردم جزء به اصلاح زمامداران و زمامداران نیز جزء به پایمردی مردم فلاح نمی یابند . ولی زمانی که زمامدار بر مردم و یا مردم بر زمامدار چیره شوند ، اختلاف کلمه رخ نماید و نشانه ستم و دغلبازی فزونی گیرد .
آزادی در اندیشه میرزای نائینی
قسمتی از نوشته میرزای نائینی در کتاب تنبیه المه و تنزیه المله
از اشرف کائنات محمّد بن عبدالله (ص) در روایت متواتره بین الامّه نقل گشته :
(( إِذا بَلَغَ بَنُو العاصِ ثَلاثین اتَّخَذوا دینَ اللهِ دُوَلاً وَ عِبادَ اللهِ خَوَلاً )) و کلمه ی مبارکه ی (( خَوَل )) را صاحب ( مجمع البحرین ) به عبید تفسیر نموده . ( فخرالدین طریحی )
فرعون و اسارت بنی اسرائیل
حضرت علی (ع) در خطبه ی قاطعه در نهج البلاغه می فرماید :
(( إِتَّخَذتُهُمُ الفَراعِنَهُ عَبیداً )) و در تفسیر چنین فرموده :
( فَسامُوهُم سوءَ العَذابِ وَ جَرَّعُوهُمُ المُرارُ فَلَم تَبرَحِ الحالُ بِهِم فی ذُلِّ الهَلکَهِ وَ قَهرِ الغَلبهِ ، لا یَجِدُونَ حیلَهً فی امتِناع و لا سَبیلاً إِلی دفاع ) ( نهج البلاغه ، خ ۱۹۲ )
(( فرعون ها آنان را به بندگی و بردگی گرفتند و سختی عذاب را به ایشان چشانیدند و تلخی را جرعه جرعه به آنان نوشاندند پس همواره در خواری و تحت استیلاء بودند به طوری که چاره ای برای سرباز زدن و راهی برای دفاع نمی یافتند . ))
میرزای نائینی استبداد را به دو نوع تقسم می کند
۱-استبداد عریان که تملک بدن است
۲- استبداد دینی که تملک قلوب است
و مقهوریت قومی را در دست حاکم عبودیت می داند همان طور که بنی اسرائیل در چنگال فرعون گرفتار بودند
چنانچه در کیفیّت استیلای فرعون بر بنی اسرائیل یا اینکه هرگز او را مانند قبطیان به الوهیّت پرستش ننموده از این جهت در مصر معذّب و محبوس از رفتن به ارضِ مقدّسه ممنوع بودند . در سوره ی مبارکه ی شعراء از لسان حضرت کلیم – عَلی نَبِیِّنا واله و علیه السَّلام – به فرعون می فرماید :
(( وَ تِلکَ نِعمَهٌ تَمُنُّها عَلَیَّ أن عَبَّدتَ بَنی إِسرائیل ))
آیا این منّتی است که بر من می گذاری که بنی اسرائیل را بنده و برده ی خود ساخته ای ؟! ( شعراء – آیه ی ۲۲ )
و در آیه ی مبارکه ی دیگر از لسان قوم فرعون می فرماید :
(( فَقالوا أنُؤمِنُ لِبَشَرَینِ مِثلِنا وَ قَومُهُما لَنا عابِدونَ ))
فرعون و اطرافیانش در پاسخ موسی و هارون گفتند : آیا ما به دو انسان همانند خودمان ایمان بیاوریم در حالی که قوم آنان بردگان ما هستند .
و در جای دیگر از لسان آنان خدا می فرماید : (( وَ إِنّا فَوقَهُم قاهِرون )) ظاهرات عبودیّت اسرائیلیان عبارت از همین مقهوریّتی است که بدان گرفتار بودند .
آزادی سیاسی در اندیشه طالقانی
براساس آنچه در متون سیاسی آمده، آزادی سیاسی عبارت است از آزادی افراد در قانون گذاری و انتخابات و نیز تعیین سرنوشت. بدین معنی که قانون گذار باید تابع اراده افراد جامعه باشد و شرکت در انتخابات حق مشروع هر یک از آنهاست و در اندیشه سیاسی غرب، تنها ملاک مشروعیت، دولت و قدرت سیاسی و حاکم، رای اکثریت افراد خواهد بود. اما آنچه در اندیشه سیاسی اسلام مطرح شده و دیدگاه طالقانی نیز ملهم از آن کلیت است، این است که دین اسلام مجموعه ای از حقوق و وظایف و قوانین اجتماعی ـ سیاسی و فردی دارد که از طریق وحی مقرر شده و به وسیله پیامبر اسلام تبیین و تبلیغ گردیده است و پس از آن جانشینان پیامبر به تشریح آن پرداخته اند، از این رو تقنین در موضوعات اساسی جامعه و آزادی های مختلف از جمله آزادی سیاسی، به وسیله مردم باید در راستای آن کلیت اسلامی و دینی باشد. ایشان معتقد است که این گونه تقنین حق مردم است و این حق را هیچ قدرتی نمی تواند از آنان سلب کند یا در اختیار فرد و گروهی خاص قرار دهد. وی با استفاده از احادیثی از پیامبر اسلام می گوید: «سرنوشت مردم باید به دست خود مردم باشد و مردم باید خود بر مقررات خود حاکم باشند»
ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی درباره دخالت مردم در سرنوشت خویش معتقد است که لازمه جمهوری اسلامی دخالت مردم در سرنوشت خود هست: «وقتی که ما نظام جمهوریت اسلامی را حق همه مردم می دانیم و باید همه مردم در سرنوشتشان دخالت داشته باشند».
طالقانی در جای دیگر برای تداوم اصلاحات که به وسیله انقلاب پدید آمده است ، اعتقاد دارد که مسئله انجمن های ایالتی و ولایتی باید در تمامی شهرها و روستاها اجرا شود و مردم با آزادی سیاسی در سرنوشت خود دخالت و روحانیت و سایر اقشار نظارت کنند: «مردم واقعاً باید به حساب بیایند. مردم ما واقعاً باید سرنوشت خود را به دست گیرند. مردم باید بتوانند راهی برای زندگی خود پیدا کنند و این مسئله ای است که علمای ما هفتاد و چند سال با آن مواجه هستند. به نظر من انجمن های ولایتی و ایالتی در هر شهر، در هر روستا و هر دهکده باید به وجود بیایند و افراد مورد اطمینان مردم به وسیله خود مردم انتخاب شوند و سرنوشت خود را با نظارت خودشان به دست گیرند… این مردم هستند که می بایست حاکم باشند و لاغیر، حکومت باید در خط و مشی مردم پیش برود. روحانیت با همه نظارت خود، به درد مردم برسد».
طالقانی با پذیرش کلیت آیین اسلام، در نحوه اجرای آن معتقد است که مردم با توجه به کلیات مذهب، خودشان مختار و آزاد هستند، با امر حکومت و دخالت در تعیین سرنوشت خویش مبادرت ورزند، چرا که در غیر این صورت نظام دیکتاتوری و استبدادی در جامعه حاکم می شود و حاکمیت این نوع نظام، مساوی است با از بین رفتن استعدادهای جامعه: «اکثر مردم در سرنوشت و مسیر زندگیشان و دخالت در کارهایشان ممنوع شدند، معنایش این است که یک عده ای قیم بالای سر اینها باشد، مثل قیم برای صغار؛ اما نه قیم دلسوز، قیمی که هم مال صغیر را به برد و هم عرض (آبرو) و استعدادهایشان را از بین ببرد.
از مباحث آزادی می توان چنین نتیجه گرفت که اصل اولی بر آزادی انسان در زمینه های مختلف استوار است. سلب آزادی و به رقیت کشیدن دیگران، خلاف اصل اولی است؛ ولی همواره مشاهده شده است که با ظهور طاغوت و مستبدان این اصل اولی خدشه دار شده و حاکمان مستبد و نظام استبدادی در تار و پود جامعه رخنه افکنده است. در پرتو این مسئله، مستبدان فعال ما یشاء هستند و هیچ گونه آزادی، مشارکت و فعالیت سیاسی در ورای خواست مستبدان، نباید صورت گیرد. لذا می توان گفت که رقیت، بندگی و بردگی انسان ها با توجه، به اصل فطری و ذاتی آزادی که در صفحات پیشین برای انسان ترسیم شد، در تعارض است.

ارسال نظر

شاید از کد اچ تی ام ال HTML استفاده نماید : <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

همکاری