اندیشه سیاسیحکومت داری مطلوبدانش و تاریخ سیاسی
موضوعات داغ

دولت ـ ملت سازی ابتر (ناقص) ریشه بحران‌های اخیر خاورمیانه

نظم موجود خاورمیانة کنونی ناشی از فروپاشی امپراتوری عثمانی درنتیجة جنگ جهانی اول و همچنین طرحهای استعماری دولتهای پیروز جنگ )بریتانیا-فرانسه و روسیه( است. از مهمترین آن طرحها پیماننامة سایکس-پیکو بود. پیمان نامهای که در ماه مه 1916 میان “سر مایک سایکس” سرهنگ دوم ارتش، نمایندة مجلس و از مقامهای وزارت خارجة بریتانیا و “فرانسوا ژرژ پیکو “ سرکنسول فرانسه در بیروت به امضا رسید.

اشاره و فکوس من برای انتخاب این مقاله بر روی عقب بودن اندیشه سیاسی و آگاهی در قرن ۱۹ و ۲۰ در جوامع خاورمیانه بر عنصر ایجابی نحوه تشکیل دولت-ملت است و نه عنصر سلبی و نفی نمودن قیمومیت ها موجود در خاورمیانه است. یعنی جاافتاده نبودن تشکیل دولت-ملت ها بصورت کامل بعلت کم بودن غلظت دانش و اندیشه سیاسی برخواسته از آنچه هر انسانی هست و نیاز دارد و هم آنچه خاص فرهنگ و کارکتر ملت های خاورمیانه است.

چکیده

این پژوهش در پی تجزیه‌وتحلیل تأثیرات پروژه دولت-ملت‌سازی استعماری در ظهور دولت‌های نوین در خاورمیانه و تاثیر آن در رابطه با بحران‌های اخیر خاورمیانه است. آغاز دولت ملی که بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی و با طراحی قدرت‌های بین‌المللی استعماری وقت صورت‌گرفت خود عامل وگرانیگاه بحران در خاورمیانه بوده‌است. اساس استدلال آن در این نهفته است، که دولت‌های متعددی که در خاورمیانه که توانستند از بوغ استعمار خارج شوند و در هیبت دولت مستقل سربرآوردند، دولت‌های بودند که اغلب در درون مرزهای تعیین شده از سوی رژیم های استعماری قدیم تشکیل شده بودند و قبل از آن‌که شکل های وارداتی سازمان دولتی بتوانند در هویت ملی آنان ریشه بدوانند و بتواند به حاکمیت دست یابد، با روند سریع و عمدتاً مصنوعی در دوره استعمارزدایی بدون فراهم بودن بسیاری از زیر ساخت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و با مدیریت و هدایت استعماری دولت های متعدد (به ظاهر) به استقلال رسیدند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش استکه چرا کشورهای خاورمیانه با وجود تلاش‌های چندین ساله در دولت-ملت‌سازی در عصر جدید با بحران‌های بزرگ مواجه شده‌اند؟ در پاسخ به این پرسش، این فرضیه مطرح شده که ریشه بحران‌های خاورمیانه را باید در روند دولت-ملت‌سازی ابتر جست. داده‌های این پژوهش از طریق منابع کتابخانه‌ای و به روش تحلیلی -توصیفی تبیین گردیده‌اند و برای پراختن به کلیت پژوهش، با بهره‌گیری از نظریات مطرح در دولت -ملت‌سازی، طرحی کلی از دولت ـ ملت‌سازی ابتر ارائه شده است.

 

مقدمه
نظم موجود خاورمیانه کنونی ناشی از فروپاشی امپراتوری عثمانی درنتیجه جنگ جهانی اول و همچنین طرحهای استعماری دولتهای پیروز جنگ )بریتانیا-فرانسه و روسیه( است. از مهمترین آن طرحها پیماننامه سایکس-پیکو بود. پیمان نامهای که در ماه مه ۱۹۱۶ میان “سر مایک سایکس” سرهنگ دوم ارتش، نماینده مجلس و از مقامهای وزارت خارجه بریتانیا و “فرانسوا ژرژ پیکو “ سرکنسول فرانسه در بیروت به امضا رسید.

بعدها روند حوادث به گونهای سپری شد که مفاد موافقتنامه سایکس-پیکو در متون حقوقی و سیاسی “اعلامیه بالفور”، “سور”، “لوزان” وکنفرانس “سان رمو” فرموله شود و برهمین اساس دولتها و مرزهای فعلی خاورمیانه با خواست  دولتهای استعماری وقت پایه گذاری گردید. این نظم حاکم شده که به نظم سایکس-پیکو شهره  است، بیش از نه دهه است که ترسیم کننده مرزهای کنونی خاورمیانه است؛ به عبارتدیگر ظهور  دولت ملی که برآمده از خواست دولت های استعماری در خاورمیانه بود، عاملی اساسی در ایجاد  بحرانهای منطقه میباشد. از سوی دیگر مجموعه شورشهای مردمی که به عنوان بهار عربی  شناخته میشوند، در اواخر سال  ۲۰۱۰ در  تونس شروع شد و در عرض شش ماه چنان تغییراتی را  در منطقه به وجود آورد که بیشتر از تحولات  ۲۰ سال گذشته بوده است. این جریان توانست منجر  به سقوط سه حکومت در تونس، مصر، لیبی و یمن همچنین بی ثباتی در کشورهایی چون بحرین،  سوریه، اردن، عربستان سعودی، عراق و کویت گردد.

همین تحولات شرایط را به گونه ای رقم زد که  بحرانهای مزمن ناشی از روند دولت-ملت سازی ابتر دست کم تا زمان نگارش نوشتار حاضر به  اشکال مختلف به خودنمایی بپردازند. با نظر به این تفاسیر اکنون این مسأله مطرح میشود که “چرا کشورهای خاورمیانه با وجود تلاشهای چندین ساله در دولت-ملتسازی در عصر جدید با بحرانهای بزرگ مواجه شدهاند؟” در پاسخ به این پرسش اساسی این فرضیه مطرح شده که “ریشه  بحران های خاورمیانه را باید در روند دولت-ملتسازی ابتر جست”. واقعیت امر این است که بحرانهای خاورمیانه را نمیتوان در مقام امری طبیعی یا نوظهور مورد خوانش قرار داد که همانند  چرخه بحرانها در کشورهای اروپایی در حال وقوع هستند؛ بلکه توجه به این مسأله ضروری است
که ریشه بحران در منطقه خاورمیانه را می بایست در طرح بنیادین نظم منطقه در عصر جدید  ارزیابی کرد.

در همین راستا در کلیت پژوهش حاضر و در ابتدای امر، پیشینهای از پژوهشهای انجام شده در  ارتباط با مسأله پژوهش حاضر ارائه شده و سپس در سه سطح ملی، منطقهای و بین المللی الگویی از نظریه برای نظریه دولت -ملتسازی ابتر ارائه شده است. در دیگر مباحث مقاله، با ارائه داده هایی  در سه گفتار و با استفاده از نظریه دولت-ملتسازی به بررسی تاریخ شکل گیری نظم دولت ملی و  روند دولت-ملتسازی در خاورمیانه و تأثیر آن در ظهور بحرانهای حاضر پرداخته شده است.

 

rd

rd2

JPIR_Volume 4_Issue 7_Pages 279-310   دانلود مقاله

JPIR_Volume 4_Issue 7_Pages 279-310

Journal of Politics and International Relations
Vol.4, No.7, Spring & Summer 2020
Incomplete Nation-State building based recent Middle East Crisis
Mohammad Rambod Farhoodi Moghadam
Graduate of the Faculty of Law, Theology and Political Science, Branch of Science and Research, Islamic
Azad University, Tehran, Iran
Abdul Ali Ghavam
FuLL Professor for Department of Political Sciences, Faculty of Economic & Political Sciences, Tehran, Iran
Received: 16, July 2020 Accepted: 28, September 2020
Abstract
This study seeks to analyze the effects of the colonial nation-state project on the the emergence of new states in the Middle East and its impact on recent the Middle East crises.Following the collapse of the Ottoman Empire,the new Middle East governments emerged.These emerging states were born with the involvement of the colonial powers
of the time in determining geopolitical and political boundaries.This colonial division, irrespective of the demographic context of the region, made these governments themselves the center of the crisis in the Middle East. One of the consequences of this was the creation of very shaky social faults, which have appeared in the area of revisionist
reactions to the order at the national level. In fact, three obstacles to Pan-Arabism, PanIslamism, and finally to Kurds in recent decades have paved the way for the state-building of the nation-state in the Middle East. Contrary to European trends, the Middle East has never allowed these three barriers to institutionalized nationhood, resulting in
the emergence of crisis at various levels of government born from the borders of the Ottoman Empire in the years following World War I.It is noteworthy that the present research is a descriptive-analytical method and a general outline of state-nation-building has been presented using theories of state-nation-building to generalize the research.
Keywords: Middle East, Sykes-Picot order, Nation-State building, crisis Nation-State
building, models of Nation-State building.

 

 

نویسندگان

۱ دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

۲ استاد علوم سیاسی، دانشکده علوم اقتصاد و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

 

نمایش بیشتر

سید محسن مدنی بجستانی

مهندس برق قدرت - فوق لیسانس علوم سیاسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا