موضوع

مدل هشتم- دموکراسی مشارکتی- Participatory democracy

diagram_participatory_democracy-139405191259-139410021423

مدل هشتم- دموکراسی مشارکتی

مشارکت ، آزادی و دموکراسی

« دموکراسی مشارکتی » نام دموکراسی است که به اندیشه های چپ جدیدی گذاشته اند . که عمده ترین مدل متقابل چپ در مقابل « دموکراسی قانونی” راست است . البته این اندیشه در تقابل و پاتک زدن به اندیشه راست نبوده است .

صاحب نظران چپ جدید ، این اندیشه را که افراد در دموکراسی های لیبرال معاصر « “آزاد و برابرند” مورد تردید قرار می دهند.

ارزیابی آزادی باید برمبنای آزادی هایی صورت بگیرد که ملموس بوده و در قلمروهای دولت و جامعه مدنی قابل بهره برداری باشد . اگر آزادی ، در قالب آزادی هایی خاص ، محتوای مشخص نداشته باشد ، به سختی می توان گفت که در زندگی روزمره پیامدهای عمیقی دارد. افرادی چون پیتمن یکی دیگر از آموزه های لیبرال دموکراسی را نقد می کند و آن این است که « جامعه مدنی » و دولت را لبیرال ها دو مقوله جدا از هم می بینند .

که دولت بعنوان قاضی یا یک شهسوار حامی است که شهروندان باید به او احترام بگذارند . و اگر با جامعه دولت در آمیزد دیگر ادعای « قدرتی مستقل » و یک قدرت بی طرف مورد تردید قرار می گیرد .

اگر دولت به طور معمول نه”جدا” از جامعه قلمداد شود و نه “بی طرف” نسبت به آن روشن است که دیگر شهروندان را نمی توان “آزاد و برابر” به شمار آورد. اگر عرصه های « عمومی » و « خصوصی » به شیوه هایی بغرنج در هم آمیخته باشند در این صورت نمی توان انتخابات را ساخت و کاری کافی برای تضمین پاسخگو بودن نیروهای به شمار آورد . افراد چون مک فرسون در این اندیشه اند که چطور دموکراسی های مستقیم را در جوامع پر جمعیت و پیچیده قرار دهند .

او در اندیشه احزاب پاسخگو به مردم است که خود احزاب هم بر مبنای اصولی کمتر سلسه مراتبی سازماندهی شود. و احزاب اصولا مشارکتی شکل باشند و ساختاری چون پارلمان یا کنگره ای داشته باشند تا مبنای گسترده ای برای دمکراسی مشارکتی ایجاد خواهد شد .

از دیدگاه مک فرسون ، تنها یک چنین نظام سیاسی می تواند ارزش لیبرال دموکراسی یعنی حقوق مساوی برای تکامل نفس را متحقق نماید .

ولی پیتمن با بیانی کاملتر در هوا داری از گسترش عرصه دموکراسی مشارکتی با گرفتن مفاهیم اصلی آن از روسو, جان استوارت میل و دیگران به طرح این نظر می پردازد که :

 

۱- دموکراسی مشارکت تکامل انسان را تسریع می کند .

۲- احساس سودمندی سیاسی را ارتقا می دهد .

۳- احساس بیگانی از مراکز قدرت را کاهش می دهد .

۴- توجه به مسائل دسته جمعی را تقویت می کند .

۵- به شکل گیری شهروندانی فعال و آگاه که دلبستگی جدی تری به امور حکومتی نشان دهند کمک می کند .

 

 

“اگر مردم بدانند که فرصت هایی برای مشارکت موثر در امر تصمیم گیری وجود دارد ، محتملا معتقد خواهند شد که مشارکت در امور کاری ارزشمند است.”[۱]

تا زمانی که حق تعیین سرنوشت افراد فقط در انحصار دولت باشد،دموکراسی فقط یک رای گیری گاه به گاه خواهد بود . و حتی در تعیین کیفیت زندگی هم موثر نخواهد بود.

بسیاری از نهادهای اصلی دموکراسی لیبرال از جمله احزاب رقیب ، نمایندگان سیاسی و انتخابات ادواری ، عناصر اجتناب ناپذیر یک جامعه مشارکتی است .

شرایط دموکراسی مشارکتی به این منوال پیشنهاد می شود .

۱- تنها در محوری که فرد فرصت مشارکت مستقیم در تصمیم گیری در سطح محلی را داشته باشد می تواند به نوعی کنترل واقعی بر جریان زندگی روزمره دست یابد .

۲- مهمتر برخورداری از فرصت مشارکت گسترده در عرصه هایی مانند کار . بافت سیاست های ملی را به شدت تغییر خواهد داد. در نتیجه پیوند های میان عرصه “عمومی” و”خصوصی” بسیاربهتر درک خواهد شد.

۳- ساختار کامل جامعه مشارکتی هم در سطح ملی و هم درسطح محلی باید به گونه ای باز و سیال نگه داشته شود . که مردم بتوانند اشکال سیاسی جدید را تجربه کنند و از آن بیاموزند .

جامعه ای که بتواند در پرتو اصلاحات ریشه ای ساختارهای انعطاف ناپذیری که تاکنون به وسیله سرمایه مناسبات طبقاتی و سایر ناهمگونی های نظام یافته قدرت تحمیل شده اند دست به تجربه بزند .

دموکراسی مشارکت علاوه بر اینکه مجموعه ای از دستور العمل است بلکه از شکلی از زندگی نیز دفاع می کند .

 چکیده مدل هشتم – دموکراسی مشارکتی

اصول توجیهی:

حق مساوی برای تکامل نفس فقط در یک «جامعه مشارکتی» به دست می آید، جامعه ای که احساس سودمندی سیاسی را پرورش دهد، توجه به مسائل دسته جمعی را تقویت کند وبه شکل گیری شهروندانی آگاه که بتوانند دلبستگی مستمری به فرایندهای حکومت کردن داشته باشند کمک نماید.

خصویات عمده

  • – مشارکت مستقیم شهروندان در تنظیم نهادهای اصلی جامعه، از جامعه محل کار و اجتماع محلی.
  • – تجدید سازمان نظام حزبی به صورتی که مسئولان حزبی مستقیما در مقابل اعضا پاسخگو باشند.
  • – فعالیت«احزاب مشارکتی»درقالب ساختاری پارلمانی یا کنگره ای
  • – برقراری یک نظام نهادی باز به منظور تامین امکان تجربه اندوزی از اشکال سیاسی.

 

شرایط عمومی:

بهبود مستقیم منابع ضعیف بسیاری از گروه های اجتماعی از طریق توزیع مجدد منابع مادی

– به حداقل رساندن(و درصورت امکان ، حذف)قدرت بوروکراتیک غیر مسئول در زندگی عمومی و خصوصی.

-وجود یک نظام اطلاعاتی باز برای تضمین تصمیم گیری های آگاهانه

– تجدید نظر در امر مراقبت از کودکان به نحوی که زنان نیز مانند مردان بتوانند فرصت مشارکت داشته باشند.”[۲]

 

۱- مدل های دموکراسی -دیوید هلی، ۳۹۳

۲- همان ص ۳۹۷

ارسال نظر

شاید از کد اچ تی ام ال HTML استفاده نماید : <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>